شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
51
نفثة المصدور ( فارسى )
برافراختهاى « 1 » ، و از جراحت جان جهان راحتى تصوّر كرده ، و تعلم كم خسرنا أو ربحنا « 2 » * إذا فكّرت فى أصل الحساب ستذكر ما الّذى ضيّعت منه « 3 » * إذا برز الخفىّ من الحجاب « 4 » 232 با سر قصّهء خويش رويم ، كه در اين غصّهء جانگداز ( ع ) زين پس من و نالههاى شبهاى دراز . شب واقعه ، كورى بخت و ناآمد كار ، كتابت كه كنايت از آن در آن سر وقت آهن سرد كوفتن 233 بود ، تا سحر سرمهء سهر كشيده بودم ، « و طول اللّيل إلّا قليلا » « - 1 » 234 ترّهات و خرافات درهم نوشته ، در آن سوداى بيحاصل ، همه شب عطارد را آزرده بودم 235 ، و در آخر « 5 » شب موافقت بخت نموده « 6 » ، تا بامداد كه نداى ( ع ) :
--> ( 1 ) سى : شماتت افراختهء ( 2 ) در « كليله و دمنه » مصحّح آقاى عبد العظيم قريب ص 206 : « و تعلم أنّ ربحك كان خسرا . . . الخ » ( 3 ) در نسخهاى از « كليله و دمنه » مؤرّخ بسال 551 هجرى ، محفوظ در كتابخانهء جار اللّه افندى بشمارهء 1727 باستانبول ، كه عكسى از آن در كتابخانهء استاد نحرير ، جناب آقاى مجتبى مينوى موجود است ، ورق 126 ، و نيز در « كليله و دمنه » مصحّح آقاى عبد العظيم قريب ص 206 : منّى ( 4 ) اين بيت در « كليله و دمنه » مصحّح آقاى عبد العظيم قريب ص 206 ، و نسخهء جار اللّه افندى ورق 126 ، بر بيت سابق مقدّمست . ( 5 ) سى : و آخر ( 6 ) كر : شب بخت موافقت نموده ( - 1 ) آيهء شريفهء : « قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا » را به ياد مىآورد . قرآن كريم : 73 / 2